دوستت دارم خالق من . . . خدای من . . .

 

به نابودی کشوندیم تا بدونم          همه بود و نبود من تو بودی
بدونم هر چی باشم بی تو هیچم           بدونم فرصت بودن تو بودی
همه دنیا بخواد و تو بگی نه           نخواد و تو بگی آره تمومه
همین که اول و آخر تو هستی          به محتاج تو محتاجی حرومه
پریشونه چه چیزا که نبودم           دیگه می خوام پریشون تو باشم
تویی که زندگیمو آبرومو           باید هر لحظه مدیون تو باشم
فقط تو می تونی کاری کنی که           دلم از این همه حسرت جدا شه
به تنهاییت قسم تنهای تنهام          اگه دستم تو دسته تو نباشه
              افشین یداللهی

نامه ای از طرف خدا

نامه ای از طرف خدا

 

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!

موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!

دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی..

 

دوست و دوستدارت: خدا

از پادکست چه میدانید؟

پادکست

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پادکست (به انگلیسی: Podcast) یا پادپخش انتشار مجموعه‌ای از پرونده های رسانه دیجیتال است که توزیع آن در اینترنت با استفاده از فید صورت می‌گیرد، و توسط کاربران معمولاً بر روی یک پخش‌کنندهٔ موسیقی دیجیتال قابل دریافت و پخش است. این روش ارائهٔ محتوا در سال ۲۰۰۴ محبوبیت و گسترش یافت.

برای دریافت آن، معمولاً از برنامه‌های خبر خوان که از خدمات وب استفاده می‌کنند استفاده می‌شود و بر روی رایانه‌های خانگی و یا پخش‌کننده‌های موسیقی دیجیتال قابل پیاده سازی است. قابل ذکر است که عمل دریافت پادکست را پادکچ (به انگلیسی: Podcatch) می‌گویند. سایت فارسی زبان GlanceRSS برای اولین بار در بین سایتهای اشتراک گذاری RSS سرویس پادکچ را در سیستم خود افزوده است و پادکست های گوناگون را یکجا به اشتراک همگان درآورده است.

فهرست مندرجات

۱ واژه پادکست

۲ تاریخچه

۲.۱ گسترش و محبوبیت

۳ ویژگی‌ها

۴ منابع

۵ پیوند به بیرون

۵.۱ وب‌گاه‌های ایرانی

۵.۲ وب‌گاه‌های غیرایرانی

 واژه پادکست

واژهٔ پادکست از هم‌آمیزی واژه‌های iPod (آی‌پاد) و broadcasting (پخش) پدید آمده است. هر چند عده‌ای نیز پادکست را سرواژه کلمات (Personal On-Demand Narrowcasting)می دانند که واژه NarrowCasting به معنی ارسال محدود در مقابل broadcasting به معنی ارسال به صورت کلان به کار رفته است. واژه‌نامهٔ جديد آمريکايی آکسفورد واژهٔ پادکست را برترين واژهٔ سال ناميده است. این لغتنامه تعریف لغوی این واژه را نیز بدین شکل آورده :

«برنامه‌ای راديويی يا مشابه که ديجيتالی ضبط شده و جهت دانلود کردن برای دستگاه‌های شخصی پخش صدا در اينترنت گذاشته می‌شود.»

تاریخچه

این روش با افزایش محبوبیت دستگاه پخش موسیقی دیجیتالی آی‌پاد به عنوان روشی آسان برای به اشتراک‌ گذاشتن محتویات صوتی از طریق اینترنت، بوجود آمد.

اولین بار مفهوم در خوراک‌های آراس‌اس در اکتبر سال ۲۰۰۰ توسط تریستان لوئیس به صورت اولیه مطرح شد. بعد به صورتی متفاوت توسط دیو واینر یکی از نویسنده‌های فرمت آراس‌اس اجرا شد. و در بحث با آدام کوری منجر به عامل enclosure یا ضمیمه شد. این عامل جدید در آراس‌اس ۰٫۹۲ این امکان را می‌داد که نشانی پرونده‌های صوتی تصویری منتقل شود و گیرنده آن را درجا باز کند. مشتری این امکان جدید وبلاگ‌های صوتی بودند. ولی این امکان جدید به سرعت رواج پیدا نکرد. تا اینکه در سال ۲۰۰۱ این امکان در نرم‌افزار وبلاگ‌نویسی Radio Userland به عنوان یک موئلفه ارسال و دریافت فایل‌ها اضافه شد و تنها چیزی که برای رسیدن به یک پادکست کم داشت خودکار کردن این عمل بود.

این روش وبلاگ نویسی تا سال ۲۰۰۳ پیشرفت کرد و وبلاگ نویسی را به سمت جدیدی برد. نمونه‌ای تاثیرگذار استفاده از این فناوری در وبلاگ کریستوفر لیدون نویسنده سابق نیویورک تایمز بود. در اکتبر سال ۲۰۰۳ بود که اولین بار از iTunes برای انتقال محتوای آراس‌اس به آی‌پاد استفاده شد. آدام کوری برنامه‌ای برای انتقال از آراس‌اس به آی‌پاد ارائه کرد که iPodder نام داشت.

در فوریه ۲۰۰۴ بن همرسلی در روزنامه گاردین مقاله‌ای نوشت که در آن به کار لیدون اشاره می‌کرد برای شرح این کار کلمات مختلفی بکار برد که در بین آن پادکست هم به چشم می‌خورد. به این ترتیب اولین استفاده از این کلمه توسط بن همرسلی بود. کم‌کم تولید کدهایی مانند iPodder در بین برنامه نویسان با مجوزهای آزاد جی‌پی‌ال گسترش یافت. یافته‌های موتورهای جستجوگر از عبارت Podcast در سال ۲۰۰۴ به سرعت زیاد شد. بعد از این وبسایت‌ها و ابزارهای مختلف با موضوع پادکست گسترش پیدا کرد.

بنگاه‌های خبری مثل BBC برنامه‌های رادیویی با کمک پادکست راه‌اندازی کردند. و شرکت اپل امکان دریافت پادکست را به نرم‌افزار iTunes افزود و در سال ۲۰۰۵ نسل جدیدی از آی‌پادها با قابلیت پخش فیلم به بازار ارائه شد. در اواخر سال ۲۰۰۵ دستگاه‌های بازی قابل حمل شرکت سونی هم از آراس‌اس ۲٫۰ پشتیبانی می‌کرد.

گسترش و محبوبیت

در سال ۲۰۰۴ گسترش و محبوبیت این پدیده به حدی بوده‌ است که حتی کاخ سفید هم تعدادی از سخنرانی‌های جرج بوش را به صورت پادکست آماده کرده و بر روی وب‌گاه رئیس جمهور آمریکا قرار داده‌است.

از سوی دیگر با انتشار یک پرونده‌ٔ آوایی بر روی وب‌گاه ناسا که در آن یکی از متخصصین - استیو رابینسون - حاضر در فضاپیمای دیسکاوری راجع به ماموریت این سفینه توضیح می‌داد[۱]، رسانه‌ها با هیجان بسیار از «اولین پادکست ارسال شده از خارج از زمین» و «راهیابی پادپخش‌گری به منظومه‌ٔ شمسی» نوشتند.

ویژگی‌ها

پادکستینگ نیز مانند روش‌های دیگر ارائهٔ محتویات رسانه‌ای بر روی اینترنت (به‌عنوان مثال پخش رادیویی و Online Audio/Video streaming) از ارسال پرونده استفاده می‌کند. اما پادکستینگ دارای چند تفاوت عمده با این روش‌هاست :

پادکستینگ بر خلاف سایر روش‌های ارائه محتوای صوتی که به روش Push Technology کار می‌کنند، بر اساس روش Pull Technology است. یعنی، در این روش، مصرف کننده بر اساس تقاضای مشخص خود، به محتوای وب دسترسی دارد و مانند رادیو، مطالب به او تحویل داده نمی‌شود بلکه او آنها را بر اساس نیاز خود تحویل می‌گیرد.

در این روش، مصرف کننده محتوای مورد نظر را توسط دستگاه‌های پخش غیر از رایانه نیز استفاده می‌کند و در زمان استفاده، لزوماً نیازی به دسترسی به کامپیوتر نیست. معمولاً دستگاه‌هایی که می‌توان پادپخش‌ها را روی آن‌ها شنید، همان دستگاه‌های پخش موسیقی دیجیتال هستند که عموماً بسیار کوچک و قابل حمل‌اند. در نتیجه کاربر در هر زمان و مکانی قادر به استفاده از محتوای صوتی خواهد بود.

محتوا پس از دریافت از اینترنت، بدون نیاز به ارتباط با اینترنت، قابل استفاده خواهد بود در حالی که در سایر روشها، نیاز به حفظ ارتباط اینترنتی برای استفاده از محتوا وجود دارد.

در این روش، امکان شنیدن هر بخش از محتوا، جلو و عقب بردن آن، شنیدن محدودهٔ خاص از محتوا و سایر کنترل‌ها از طرف کاربر ممکن است. کاربر به هر تعداد بار که بخواهد می‌تواند محتوا را گوش دهد در حالی که در رادیو اینترنتی، چنین امکانی به خودی خود وجود ندارد.

در این روش، نیازی به مراجعه به وب‌گاه‌های مختلف برای دسترسی به انواع محتویات نیست و با تنظیم نرم‌افزار و افزودن نشانی پادپخش موردنظر به فهرست، کپی محتوا به رایانه و در نهایت به دستگاه پخش آن بطور اتوماتیک انجام شده و کاربر همیشه آخرین و جدیدترین اطلاعات را در دستگاه پخش مختوای صوتی خود خواهد داشت.

منابع

بی‌بی‌سی فارسی

ویکی‌پدیای انگلیسی

پیوند به بیرون

وب‌گاه‌های ایرانی

وب‌گاه ارائهٔ خدمات پادکست

پادکست رادیو بی بی سی فارسی

مجله الکترونیکی حاوی مطالب جدید خبری و اطلاعاتی

وب‌گاه‌های غیرایرانی

پادپخشگری با آی‌تیونز و آی‌پاد (صفحه آموزش و صفحه زمینه رایانه اَپـِل)

آی‌پادر (تاریخ و فهرست راهنمای پادپخش نوشته ادام کوری)

گزارش زنجیره ارزشی پادپخش نگاهی کلی به بازار روبه گسترش پادپخش‌ها (پرونده قالب: PDF)

پادپخشگری توسط رادیوی WNYC از نیویورک چکیده‌ای از مقالات کمکی پادپخشگری و بارگذاری (دانلود)

AudioFeeds.org آموزش پادپخش و منابع مستقل کار با موزیک.

ویکی آموزش ابزار درست کردن سرفصل چگونگی افزودن فصل و سرفصل، نگاره و پیوند به پادپخش‌ها

اطلاعات پادپخشگری دروس پادپخشگری

پرسشهای معمول پادپخشگری

اینکه تو جیبته پادپخشه؟ کندوکاو جان گروبر در زمینه اینکه چرا اپل به این سرعت پشتیبانی پادپخش را به آی‌تیونز افزود.

پرواز


اون شب خوابم نمی برد، سنگین بودم، انقدر دیر وقت بود که هیچ آی دی روشنی توی مسنجرم پیدا نشه، اما دلم حرف می خواست، سبک شدن می خواست؛

مسنجر ویژه ام رو که فقط یه آی دی توش اده باز کردم، همیشه آنلاینه، همیشه...

هنوز سلام رو تایپ نکرده بودم و اینتر رو نزده بودم که نوشت؛ سلام
از این توجهش حس خوبی بهم دست داد، انقدر که دوست داشتم پرواز کنم و بالهام رو آماده کردم برای پر کشیدن،

اما،
اما؛
حس خوبم فقط برای چند لحظه دوام آورد چون انگار اونم دلش پر بود، آخه جمله دومش این بود؛

« چطوری بی معرفت »
بال نزده افتادم به بال بال زدن، دلم شکست، نه از دست اون، از دست خودم.

انگار با همین یک کلمه تماماً، همه اش رو، زده بود توی صورتم...

یاد خط خطی هام افتادم؛

حس چندش آور، دلم گرفته بود، خون شد.

نتونستم چیزی بگم،
بغض سنگینم شکستن می خواست، شکستمش ؛
خودم رو از خودم سبک کردم،
سبک
سبک و سبکتر
انقدر سبک که دیگه برای پرواز بالی نیاز نداشتم...

 

پ.ن:

سلام؛ از همه دوستانی که نسبت به من لطف دارن عذرخواهی میکنم، ببخشید که بهتون سر نزدم، ببخشید که آپ نکردم، و هزاران ببخشید دیگه...