چترم رو آتیش می زنم

از عقربه جلوترم ‚ اما به تو نمی رسم
از این پرنده ها سرم تنها به تو نمی رسم
تنها تویی که اونور مرز نفسهای منی
تنها تویی که دم به دم به هق هقم سر می زنی
بذار که از تو بگذرم مثل شهاب از دل شب
بذار که از تو پر بشم مثل یه حوض لب به لب
بذار که تر بشم از این ابر بزرگ بی قرار
عزیز بارونی من ! رو سر لحظه هام ببار
چترم رو آتیش می زنم ! حریص رگبار توام
بذار منُ خط بزنن ! عاشق تکرار توام
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۸۷ ساعت توسط عمو سعید
|


